بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 201
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
بديهى است هنگامى به هوش آيند كه كار از كار گذشته ، نه ياراى عملى ، و نه توان بازگشتى ! چه خوبست اندكى به خود آئيم و انديشه كنيم ، بلى ! معماى حيات جز با انديشه و تفكر حل نشود ! مولاناى رومى مىفرمايد : روزها فكر من اينست و همه شب سخنم * كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم ز كجا آمدهام و آمدنم بهر چه بود ؟ * به كجا مىروم آخر ننمائى وطنم مظهر خداوند يكتا ، ولى مطلق على عليه السلام فرمود : رحم اللّه امرأ عرف قدره و علم من اين والى اين . دانشمندان و عرفاى بزرك اسلامى در اثر پيروى از آن سلطان طريقت و پيشواى اهل معرفت فانوس شريعت را بدست گرفته و از گرداب هولناك طبيعت بازرسته ، و در روى امواج پرآشوب حوادث بكشتى نجات كه ناخداى آن على عليه السلام و خاندان او و راهنماى آن اوليا و پيران طريقتند به بندرگاه حقيقت و معرفت رسيدهاند ، و به روزگار مردمى كه دانسته و ندانسته خود را بكام اژدهاى نفس امّاره انداختهاند ، اسف مىخورند و با صفير عشق و سخنان آتشين خود مردم را ازين پرتگاه ژرف ترسانيده و دعوت بحيات جاودانى مىكنند سعدى مىفرمايد : قومى غم دين دارد و قومى غم دنيا * بعد از غم رويت غم بيهوده خورانند وينان كه به ديدار چنين ميل ندارند * سوگند توان خورد كه بىعقل و خسانند در نهصد سال پيش عارفى ملكوتى ، و جهانى معارف ، از دوستان خاص حق در گوشه هرات بنام خواجه عبد الله انصارى ( 396 - 479 ) بعرصهء وجود آمد ، از همان اوان كودكى ، بالاى سرش ز هوشمندى ، مىتافت ستارهء بلندى - در اندك مدتى اغلب علوم مرسوم زمان خود را از فقه و تفسير نزد بزرگان هر فن ياد گرفته و سرآمد همسالان خود گشت ، در خراسان براى اخذ احاديث به نزد مشايخ حديث شتافت ، با دانش و هوش خدادادى شصت هزار شعر عربى ، سيصد هزار حديث ، با